محمود احمدی نژاد، به راستی معجزه هزاره سوم بود. فردی که پس از گذشت حدود 30 سال از انقلاب اسلامی در سپهر سیاسی کشور ظهور کرد و با سر دست گرفتن شعارهای ناب وخالصانه انقلاب اسلامی توانست رای مردم را به سوی خود جلب کند.
اما واقعیت چه بود؟ تا چه اندازه این شعارها به عمل نشست؟ چرا پس از چهار سال با لفظ جریان انحرافی جایگاه خود را در بین نیروهای ارزشی کشور از دست داد؟ این ها سوالاتی است که ما را واداشت تا مطالب این وبلاگ را برای تبیین وقایع و مواضع ایشان جمع آوری و نگارش کنیم. قطع یقین ما در این وبلاگ به دنبال نقاط مثبت دولت های نهم و دهم نیستیم زیرا که احساس می کنیم این نکات هر آنچه که بوده است تاکنون توسط شخص ایشان یا هوادارانشان بیان گردیده است.
امروز دکتر احمدی نژاد پس از گذشت چهار سال از دولت دهم مجدد پای به عرصه سیاست گذاشته و خیلی زود تبلیغات انتخاباتی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری 1396 شروع کرده است. وی با میتینگ های انتخاباتی خود تحت عناوینی همچون یادواره شهدا، جشن اعیاد مذهبی، مراسمات عزاداری و... در حال مانور قدرت در شهرها و استان های مختلف کشور می باشد. حضور شخص آقای احمدی نژاد در مراسمات فوق از این جهت میتینگ انتخاباتی تلقی می شود که وی پیش از این در سه سال گذشته با وجود تحولات بسیار و گاها حیاتی و مهم منطقه و کشور هیچ موضعی نگرفته است و به یکباره یک سال مانده به انتخابات 96 سکوت خود را شکسته و با حضور در مراسمات مختلف چهره خود را برای بازگشت به قدرت بازسازی می کند.
دکتر احمدی نژاد در حالی خود را برای انتخابات آماده می کند که تقریبا اکثریت جریانات سیاسی، مذهبی و ارزشی کشور با حضور مجدد ایشان مخالف می باشند. اما ایشان با دلی قرص اعلام داشته است که در انتخابات 96 اگر بیایم نه رد صلاحیت می شوم نه به نقع کسی کنار می روم.
استدلال حامیان دکتر احمدی نژاد بیش از هر چیز به مواضع رهبر معظم انقلاب و تعاریف ایشان از دکتر احمدی نژاد می باشد. اما باید دقت کرد بنا به گفته شخص حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله) ایشان از همه ی دولت ها و همه ی رییس جمهورها در زمان تصدی مسئولیتشان حمایت می کنند، ایشان می فرمایند: «من این را صریحاً به ملّت عزیزمان عرض میکنم – قبلاً هم گفتم – من از همهی دولتها در دوران مسئولیّت خودم حمایت کردم؛ از این دولت هم حمایت میکنم. هرجا هم لازم باشد تذکّر میدهم؛ البتّه چک سفید امضا هم به کسی نمیدهم.»[1] اگر با این استدلال جریانات سیاسی را رصد کنیم و ملاک ما برای قضاوت در خصوص جریانات و دولت ها تعابیر رهبری در خصوص آن ها باشد به این نتیجه می رسیم همه ی دولت ها بسیار موفق، ارزشی و در راستای آرمان های انقلاب عمل کرده و رهبر معظم انقلاب از همه ی آن ها راضی است! برای مثال رهبر معظم انقلاب در خصوص میرحسین موسوی که یکی از سران فتنه می باشد در زمان تصدی پست نخست وزیری و در مقابل هجمه هایی که به آقای موسوی می شده است، می فرمایند: « راجع به آقای موسوی به قول آن گوینده راستگو که گفت «ما کنت احسب ان یعیر مثل ذات الاجمل» درباره همه خیال میکردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمیکردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب میشناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کردهاند یا انتقاد کردهاند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری میشناسم. آنچه درباره ایشان از گرایشها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه اینها روزنامه جمهوری اسلامی است. شما کدام ارگان مطبوعاتی را در این کشورسراغ دارید که از روز اول این انقلاب یعنی از روز انتشارش که اندکی بعد از پیروزی انقلاب بوده تا این ساعت در خط مستقیمی که شما اسمش را خط امام میگذارید و درست هم هست حرکت کرده باشد و به این جامعه و به اندیشهها و به ذهنیت عظیم این ملت خط داده باشد و به خصوص مقالاتی که خود ایشان نوشته است، شما ایشان را به مصدقگرایی متهم میکنید. این بزرگترین بهتانی است که شما به ایشان میزنید. ایشان کسی است که خط ملیگرایی را به صورت یک تز، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد. این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم میکنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشتهام. من ایشان را میشناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت میدهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاًتصور نمیکردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند. البته باز هم حرف در این زمینه زیاد است که چون وقت کم است و من میخواهم بقیه را هم بگویم، این است که بحث نمیکنم.»[2] یا در خصوص آقای خاتمی که هم اکنون جزء سران فتنه به شمار می آید؛ می فرمایند: «در سال های گذشته من شاهد تلاش پُرحجم و جدی جناب آقای خاتمی و شما برادران و خواهران در همهی زمینهها بودم؛ این چیزی است که ما باید آن را نعمت بزرگی از نعم الهی بدانیم. شما در این مدت کار سخت و تلاش متراکمی را انجام دادید و بحمداللَّه به توفیقات زیادی هم رسیدید. امروز، هم در زمینهی صنعت، هم در زمینهی کشاورزی، هم در زمینهی علم و فناوری، هم در زمینههای گوناگونِ خدمات، ما پیشرفتهای بسیار چشمگیر و زیادی داریم؛ اینها برای این کشور و این ملت خواهد ماند و از حافظهی این ملت زدوده نخواهد شد. همهی شما برادران و خواهرانی که در این کارها سهیم یا مؤثر یا مؤسس بودید، یقیناً در اجر و پاداش این تلاش ها سهیم هستید.»[3]
خب آیا می توان با استناد به سخنان فوق آقای میرحسین موسوی یا آقای خاتمی را مجددا برای ریاست جمهوری مطرح کنیم؟ یا خیر؟
باید توجه کرد رهبر انقلاب در هر بازه از زمان توجه ویژه ای به حفظ وحدت و انسجام درونی و پرهیز از ایجاد دوگانگی بین دولت و رهبری داشته اند و قطعا این موضوع موجب می گردد بسیاری از حرف ها زده یا نزده شود! در دولت های نهم و دهم با توجه به بیداری های اسلامی و تحولات منطقه این ملاحظه از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است.
لذا بنا بر موارد ذکر گردیده بررسی مواضع رهبری به تنهایی نمی تواند ملاک مناسبی برای سنجش افراد باشد. در مطالبی که در آینده در وبلاگ منتشر خواهیم کرد سعی گردیده است ضمن محور قرار دادن فرمایشات رهبری سایر شواهد و مدارک موجود -نه اخبار پشت پرده- نیز بررسی و بیان گردد تا بتوان به شناختی کامل و صحیح رسید.
- ۰ نظر
- ۱۰ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۶